X
تبلیغات
رایتل
هنر وگفتگو

رنگین کمان

یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 04:49 ب.ظ
 

روستایی نوا منطقه آمل مازندران

چند سالی هست با این دوعاشق ومعشوق آشنا شدم . هر دفعه از گروه جدا میشم وراه ناهموار را انتخاب می کنم تا بتونم به اینها برسم این بار کمی تفاوت داشت . در میان دشت به این بزرگی این دوتا دست شان را بهم دیگه داده حتی من صدای خنده ها وبوسه هایشان را می شنیدم چند قدمی آنها نزدیک شدم بی اختیار اشک در چشمانم حلقه زد واین حسرت را در دل لیلی ومجنون ،شیرین وفرهاد تجسم کردم وحسادتم به این دو تا زیادتر شد .

نگاه دوربینم از قله گرگ به قله دماوند

گردنه حیران اردبیل

چطور می توانم سکوت تورا بشکنم، بادبانت را به سمت شرق ببرم وسرابی خیال انگیز رویای تورا رقم بزنم دستانت را بگیرم واز میان ابرها  بگذرم ،من و تو مهمانه خطوط رنگین کمان عصر باشیم