X
تبلیغات
رایتل
هنر وگفتگو

آیین زن شاهی در روستای آب اسک لاریجان

چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 04:55 ب.ظ

آبشار آب اسک

آیین زن شاهی در روستای آب اسک لاریجان

شمال نیوز: بر اساس تحقیقات انجام شده در ایران سه روستای "افوس"، "توچه غار" و "آب اسک" مراسم حکومت یک روزه زنان را اجرا می کنند اما رسمی که تنها در آب اسک اتفاق می‌افتد و به این روستا برجستگی می‌بخشد، مراسم برف چال توسط مردان در مرتع "اسکه‌وش" و مراسم مادرشاهی به وسیله زنان روستا در همان روز است.
جمعه یکی از روزهای اوائل فصل بهار هرسال، در روستای "اسک" منطقه لاریجان شهرستان آمل استان مازندران که در 80 کیلومتری شمال شرق تهران در مسیر جاده هراز واقع شده و به خاطر آب گرم معدنی آن به "آب اسک" شهرت یافته است، زنان این روستا مراسم سنتی و قدیمی "زن شاهی" را برگزار می کنند.در این روز که روز زنان بدون مردان نام گرفته و در زمانهای قدیم از آن بعنوان رسم مادرشاهی نیز یاد شده است، تمامی مردها از کودک پنج سال به بالا برای انجام سنت ششصد ساله "آقاسید حسن ولی" موسوم به "ورف چال" روستا را ترک نموده و عازم منطقه "اسکه وش" در دامنه قله دماوند می شوند و تا غروب حق ورود یا بازگشت به آب اسک را ندارند چون اعتقاد دارند عدم حضور در آیین ورف چال آخر و عاقبت خوشایندی نخواهد داشت.
در روز مادرشاهی.زنان و دختران در شرایطی کاملا آزاد هر جور که دلشان بخواهد ، خود را می آرایند، لباس می‌پوشند و شادی و تفریح می‌کنند. این روز چون روز ویژه زنان است و آنها آزادی بیشتری در غیاب مردان دارند سعی می کنند از انجام دادن کارهای روزمره خودداری کنند تا بتوانند در جمع زنان مجری آیین حاضر شوند. البته زنانی که عزادار هستند چندان تمایلی برای شرکت در این مراسم ندارند. در مورد حضور زنان غریبه نیز در روستای ابسک در گذشته کمتر پذیرفته می‌شد ولی امروزه حضور آنان در این مراسم مانعی ندارد.
برای حاکمیت یک روزه زنان، به رسم دیرینه یکی از زنان خوشنام و با کمال که دارای صفاتی همچون تسلط در رهبری و قدرت در مدیریت است ، یک روز قبل از اجرای مراسم بر اساس انتخابات و رای گیری که درمیان زنان صورت می گیرد ، بعنوان حاکم روز مادر شاهی انتخاب می شود تا وی به نظام حکومتی زنان که به طور موقت در روستا ایجاد شده سر و سامان بدهد. صبح روز مادرشاهی، زنان و دختران با لباس های رنگارنگ آنقدر به نواختن و رقص و پایکوبی می پردازند تا حاکم از خانه بیرون آمده و همراه آنها به«درویش باغ» بیاید. حاکم پس از رسیدن به آنجا در قصر خیالی خویش می‌نشیند و با انتصاب وزرایش آنها را هم در طرفین تخت شاهی خود می‌نشاند. زنان اسکی نیز در فضای گشوده دهکده به شادی و نشاط می پردازند. البته در ایامی که با ماههای محرم و صفر تلاقی می کند ضمن لحاظ نمودن حرمت سوگواری این ایام ،حاکم در تکیه اسک مستقر می شود.میدانی که زنان در انجا گرد هم می آیند به سه قسمت تقسیم می شود. در یک قسمت که بیشتر دختران جوان طرفدار آن هستند، آهنگ های شاد و گوناگونی پخش می شود و آنان مشغول پایکوبی می شوند. قسمت دیگر برای زنان جوان و میانه سال است که شاه یا یکی از زنان که صدای خوشی دارد آوازهای محلی می خوانند. در طرف دیگر که گرداگرد میدان می شود، بیشتر افراد مسن می نشینند و با هم حرف می زنند و خاطره تعریف می کنند.
نا گفته پیداست حاکم در روز مادرشاهی از قدرت ویژه ای بهره می برد و برای همین ضمن تعیین وزرایی که به وزیران دست راست و دست چپ معروفند، داوطلبانی را نیز برای نگهبانی انتخاب می کند که در مکان های از پیش مشخص شده ای در نقاط مختلف روستا مستقر می شوند. آنچه مسلم است با توجه به چالاکی و چابکی دختران جوان،وظیفه نگهبانی بیشتر بر عهده آنان می باشد که به طور داوطلبانه خود را جهت قراولی و پاسداری از روستا نامزد می‌کنند و تعدادشان نیز تقریبا 20 تا 30 نفر است. هر چند خود حاکم و وزیران هم هراز چند گاهی در سطح روستا حرکت می کنند و از اوضاع آن آگاه می شوند.بر اساس شواهد لباس حاکم ،وزیران ، سربازان و نگهبانان تعریف مشخصی ندارد و بنابر شرایط زمانه تغییر می نماید .همچنانکه در گذشته ها تن پوش آنها اونیفورم نظمیه و سپاه دانش و امروزه نیز لباس تعزیه خوانها می باشد.

یکی از وظایف مهم نگهبانان در ابتدای امر این است که در داخل روستا گشت می زنند تا مبادا مردی در داخل روستا پنهان شده باشد.از سوی دیگر در نوبتهای متعدد نگهبانان مرتب به سراغ حاکم آمده و اوضاع روستا را گزارش می‌دهند. در این میان اگر موردی مبنی بر دیده شدن مردی در داخل روستا به حاکم گزارش شود او زنان را برای به دام اندختن مرد مذکور بسیج می کند تا مجازات‌های ویژه را در مورد آن بیگانه خاطی اجرا کنند.نگهبانان با کمک زنان دیگر، مردی که آگاهانه یا ناآگاهانه پا در حریم حکومت مادرشاهی گذاشته است را دستگیر و وادار به رقصیدن می کنند،بعد از آن کتک مفصلی به او می زنند، سپس به دستور حاکم فرد خاطی را با چشمان بسته پشت و رو سوار الاغ نموده و ضمن گرداندن در کوچه های روستا و هلهله زنان و دختران، در طویله زندانی می کنند البته این قانون در مورد زنان خاطی که از قوانین مادرشاهی سر باز بزنند نیز مصداق دارد. اما معمولا مجازات بدنی در مورد زنان صورت نمی گیرد و بیشترشان محکوم به تهیه شیرینی و دیگر خوراکی ها می‌شوند.
شایان ذکر است برای عدم حضور مردان در روستا استثنائاتی وجود دارد که از آن جمله می توان به مردان بیمار و پیرمردهای ناتوانی اشاره کرد که می توانند در خانه بمانند با این شرط که تحت هیچ شرایطی از منزل خارج نشده و پشت پنجره و روی تراس خانه ها ظاهر نشوند. در غیر اینصورت خانواده آنها باید به دلیل این تخلف جریمه بپردازند. نکته جالب اینکه جریمه ای که معمولا برای این افراد در نظر گرفته می شود از نوع خوراکی می باشد.

اما در آیین مادرشاهی شادی و بازی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.از این رو حاکم بر اساس تشخیص خودش دستور اجرای هر نوع بازی و تفریح را به زنان می دهد که از آن جمله می توان به: عموزنجیرباف ، قایم موشک (پلنگ وشیر)، هفت سنگ و... اشاره کرد.یکی از این تفریحات، انتخاب عروس و داماد از بین دخترانی است که زمان ازدواجشان فرا رسیده و یا هنوز ازدواج نکرده اند. این کار که به شکل عروسی نمایشی اجرا میشود برای گشوده شدن بخت می باشد.
حنابندان هم از مراسمی است که طرفداران بسیار دارد. بعضی از زنها با سینی حنای تزیین شده و قاشق کوچکی در کنار سینی دست گردان می شوند. دختران جوان دم بخت و حاجت مندان، نیت کرده و تکه ای حنا در کف دست گذاشته و آرزو می کنند که تا سال دیگر حاجاتشان برآورده شود. بسیاری از زنهایی که شیرینی و شربت و شکلات پخش کرده و نذرشان را ادا می کنند آنها هستند که سال قبل نیت کردند و حاجاتشان برآورده شده است. همه برای برآوردن حاجات به "آقا سید حسن ولی" متوسل می شوند.
از زمانهای گذشته نیز مرسوم بوده خانواده هایی که دختر نامزد کرده دارند، ظرفی که در آن رشته ، تخم مرغ پخته ، شیرینی آب دندون است را به خانواده داماد و اقوامشان هدیه می دهند. اسم این رسم "راه بندون" است . همچنین زنان با رقص و پایکوبی به دیدن خانواده یی که دختر نامزد کرده دارد می روند و با شیرینی و شربت در آنجا پذیرایی می شوند.
در مراسم زن شاهی، عروس و داماد درست کردن ، به خانه نامزد دارها رفتن ، هدیه خانواده عروس به خانواده داماد، در واقع انتظار زایش و باروری را می رساند همه این مراسم نشان می دهد که اهالی روستا خواستار برکتی هستند که از جانب خداوند به آنها داده می شود .
پس از اجرای مراسم، حاکم با بیشتر زنان روبوسی نموده و آنها را به زنده نگه داشتن این سنت قدیمی تشویق می کند. زنان نیز صلوات می فرستند و به پاس سهیم بودن در چنین روز فرخنده ای خدا را شکر می کنند. بعد از اتمام مراسم زنان به صورت دسته‌جمعی غذا تهیه می‌کنند که خوشمزه ترین غذایشان مرغ شکم پری است که با دانه های انار طبخ می شود. برخی از زنان نیز به خانه های خود می روند و از غذاهایی که دیشب آماده کرده اند می خورند.بعد از صرف غذا و برچیده شدن بساط جشن و سرور، در آستانه ورود مردانی که از ورف چال به روستا باز می گردند به خانه های خود می روند و منتظرشان می مانند.
سید قاسم حسینی در مقاله "نقش آموزشی مراسم در جامعه پذیری زنان" درباره رسم زن شاهی می نویسد:« این رسم در تخلیه روانی زنان موثر است. تصویری از حکومت و قدرتی که در واقعیت وجود دارد به صورت نمایشی برای زنان روستا تجربه می شود.اختیاراتی که زنان در یک مرز سیاسی برای خود دارند و در محدوه قلمرو مشخصی که برای آنها وجود دارد و اراده و توانایی های ویژه ای که در این روز از جانب ایشان بروز می کند و این تصور که می توانند در مقابل جنس مخالف ابراز قدرت و تسلط کنند در تخلیه درونی زنان نقش اساسی دارد.در واقع خویشتنداری رفتاری که در حضور مردان در روستا وجود دارد در روز مراسم زن شاهی از زنان گرفته می شود و نوعی رهایی در آنان به وجود می آید. آزادی های ویژه ای که در فضای مردانه وجود دارد به فضای زنان منتقل می شود و زنان روزی را می گذرانند که متعلق به آنان است و این روز را در کوچه های روستا به جشن و پایکوبی و آزادگی می گذرانند»
اردشیر صالح پور پژوهشگر و استاد دانشگاه هنر نیز معتقد است آیین‌ها، جلوه‌هایی از معرفت‌شناسی یک قوم و جامعه به شمار می‌روند. شکلی از هستی‌شناسی یک دنیای ذهنی و درونی که تجلی بیرونی و هنری پیدا کرده و با زیباشناسی خاصی همراه است ریشه این آیین‌ها در اساس به اسطوره‌ها بازمی‌گردد که قدیمی‌ترین و ازلی‌ترین تجلیات حیات فرهنگی بشر به شمار می‌روند. اگرچه آیین‌ها زاده اسطوره‌ها هستند، اما از طرف دیگر، اسطوره‌ها را در طول تاریخ زنده نگاه داشته‌اند.آیین‌ها و مناسک، سرشار از نمادها و نشانه‌ها هستند و در اساس هنری رمزی و نمادین تلقی می‌شوند. در این‌خصوص، هر حرکت و عملی به مثابه جلوه‌ای از مفاهیم و اندیشه‌های بنیادین است که به قالب رمز نشسته و آشکارکننده جوهره‌های پنهان آن است. موسیقی، ضرباهنگ و ریتم، حرکات موزون، آداب، اصول و قواعد، لباس، پوشش‌ و خوراکی‌های ویژه و البته ادعیه و ذکرهای متنوع از ارکان و اجزای اجتناب‌ناپذیر آیین‌ها و مناسک‌‌اند. چنین مراسمی موسمی‌اند و درگاهشماری و تقویم‌های ویژه برگزار می‌شوند تا مناسبت‌ها، ارزش‌ها و باورها را پاس بدارند و بزرگ بشمارند

با همه این اوصاف نکته قابل توجه در این سنت دیرین و آیین ماندگار این است که شش قرنها پیش زمانی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی نشانی از حقوق بشر و توجه به شخصیت و جایگاه زن در جامعه وجود نداشت، در روستایی کوچک در دل کوههای سر به فلک کشیده البرز و دامنه قله دماوند سرزمین طبرستان، هر سال آیین ماندگاری انجام می شد که در آن بصورت نمادین اداره امور جاری روستا را در یکروز به نان واگذار می کردند تا ضمن اثبات توانمندیهای خارق العاده آنان برای حضور شایسته در بطن جامعه، پاسداشتی باشد برای جایگاه و شخصیت والای زنان که این اخلاق پسندیده نیز ریشه در تاریخ و فرهنگ غنی ایران باستان داشت.