X
تبلیغات
رایتل
هنر وگفتگو

پنجره آبی

دوشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 10:15 ب.ظ

 

   

پنجره آبی  

 

 

آن پنجره آبی را بازکن ، نسیمی بوزد

تا

ترکهای زخمت خوب شود

گلهایت را هدیه کن به باران شب

به عاشقان نیمه شب

به سوداگران جنون  

 

تومیدانی برگها بخاطر ما آمده اند؟

رد پاها روی برف بی حکمت نیست؟

ساده نیندیشیم همه چیز را

بپرستیم خدای هندوها را

که خال عشق کاشتند پیشانی را  

 

آنجا که انجماد است ،انسان نیم نگاهی به خورشید دارد  

 

پیاله  بده می خواهم مست شوم

 رسوا شوم   

می بخورم

با شراب صورت یار بشویم  

 کوچه ها داد بزنم

ناقوس  کلیسا بزنم 

یا

دست مریم را ببوسم

۲۹/بهمن ماه/۹۰